نهج البلاغه با سایر تألیفات بشری قابل مقایسه نیست. کتابی نیست که بر اساس یک تئوری یا داستان موهوم، یا یک واقعه تاریخی، سیاسی نوشته شده باشد. نوشته زیبائی نیست که از مغز عادی تراوش کرده باشد، و یا با خرافات و مطالب نادرست در هم آمیخته شده باشد. نهجالبلاغه در بردارنده سخنان و کلمات حکیمانه ای است که نظیر آن را در جهان پیدا نخواهید کرد.
دانشمندان درباره نهج البلاغه میگویند: سخنی است بالاتر از کلام مخلوق و پایینتر از کلام خالق.
این مجموعه با ارزش در حدود هزار و اندی سال پیش، توسط مرحوم سید رضی، گردآوری شده است .
شکی نیست که حضرت علی علیه السلام مرد سخن بوده؛ خطبه های فراوانی و به تناسب های مختلف جمله های حکیمانه ای بیان کرده است. همچنین نامههای فراوان مخصوصاً در زمان پنج سال خلافت نوشته اند.حضرت علی علیه السلام با توجه به نیازهای اساسی جامعه اسلامی و نیازهای مادی و معنوی انسانها واقعیت های فراوانی را مطرح فرمودهاند، که متعلق به عصر و زمان خاصی و یا نسل و جامعه مخصوصی ندارد و همواره قابل استفاده جوامع بشری است .
چنانکه امام خمینی -رحمت الله علیه- میفرماید:کتاب نهج البلاغه نازله روح حضرت علی علیه السلام است ،برای تعلیم و تربیت ما خفتگان در بستر منیت و در حجاب خود و خودخواهی خود ، معجونی است برای شفا و مرهمی برای دردهای فردی و اجتماعی، و مجموعهای است دارای ابعادی به اندازه ابعاد یک انسان و یک جامعه بزرگ انسانی از زمان صدور آن تا هر چه تاریخ پیش رود و هرچه جامعه ها به وجود آید.»
پیرامون کتاب ارزشمند نهج البلاغه از ابتدا تاکنون کارهای فرهنگی مفید و اقدامات زیادی انجام گرفته است. محققان و دانشمندان و شاعران شیعه همه برای شناسایی و شناساندن این کتاب عظیم و مجموعه نفیس و زیبا تلاش زیادی کردهاند.
سخنی پیرامون امیرالمومنین، حضرت علی (علیه السلام)
حضرت علی علیه السلام نمونه یک انسان کامل است که بعد از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله مانند او کسی به عرصه هستی گام نگذاشته است .در مورد فضایل حضرت چنان با عظمت و پرشکوه است و در همه جا منتشر شده که نمیتوان متعرض بیان آن شد .
ابن ابی الحدید میگوید: چه بگویم درباره بزرگ مردی که دشمنانش به فضیلت او اقرار کرده اند و نتوانستند فضایل او را پوشیده بگیرند.و چه بگویم درباره بزرگ مردی که هر فضیلت به او برمی گردد. او سالار همه فضایل و سرچشمه همه خوبی ها است .
از نظر شجاعت چنان است که شجاعان دیگر رامحو کرده، دلاوری است که از جنگ هرگز نگریخته واز هیچ لشکری نترسیده، و هیچ وقت ضربتی نزده که محتاج به ضربت دوم باشد. از نظرجود و سخاوت ، آن حضرت از سخاوت بسیار بالایی برخوردار بوده است .در بردباری و گذشت از پرگذشت ترین مردم بود. از نظر عبادت او عابدترین مردم بود .از استوارترین مردم در رأی و صحیح ترین آنها در تدبیر بود. و هزاران هزار صفات و فضایل دیگر که قلم از آن عاجز است.
امام خمینی -رحمة الله علیه- در پیام خود به مناسبت برگزاری کنگره هزاره نهجالبلاغه ،در اردیبهشت سال ۱۳۶۰، میفرمایند: «علی بن ابیطالب فقط بنده خدا بود و این بزرگترین شاخصه او است که میتوان از آن یاد کرد، و پرورش یافته و تربیت شده پیامبر عظیم الشأن است و این از بزرگترین افتخارات اوست. کدام شخصیت میتواند ادعا کند که عبدالله است، و از همه عبودیتها بریده است ، جز انبیاء عظام و اولیای معظم ، که حضرت علی – علیه السلام – آن عبد وارسته از غیر و پیوسته به دوست ، حجب نور و ظلمت را دیده و به معدن عظمت رسیده است ، در صف مقدم است. و کدام شخصیت است که میتوان ادعا کند از خرد سالی تا آخر عمر رسول اکرم -صلی الله علیه و آله -در دامن و پناه و تحت تربیت وحی وحامل آن بوده است، جز علی بن ابیطالب -علیه السلام- که وحی و تربیت صاحب وحی در اعماق روح و جان او ریشه دوانده ، پس او به حق عبدالله است و پرورش یافته عبدالله اعظم است . صلوات و سلام و بیپایان به رسول اعظم که چنین موجود الهی را در پناه خود تربیت فرموده و به کمال لایق انسانیت رساند. سلام و درود بر مولایمان که نمونه انسان و قرآن ناطق است و تا ابد نام بزرگ او باقی است و خود الگویی انسانیت و مظهر اسم اعظم است .»
حضرت آیت الله خامنه ای درباره شخصیت حضرت علی- علیه السلام -می فرمایند:«امیرالمومنین شخصیت بزرگی است، نه فقط در میان گذشتگان بلکه امروز هم در میان علما و شخصیت ها بزرگ بوده است .آن شخصیت از لحاظ معنوی فوقالعاده است ، و معرفت ما کم و بینش ما قاصر است، ما نمی توانیم همه ابعاد حضرت را دریابیم. شخصیت علی -علیه السلام- قابل مقایسه با هیچ کس نیست.»
این سخنان کوتاهی بود در مورد حضرت علی -علیه السلام- که برای شناخت بیشتر این شخصیت بزرگوار لازم است به کتاب های مربوطه مراجعه شود که ما در این تحقیق به قطره ای از آنها اشاره کردیم.
سخنی درباره معلم نهج البلاغه
الف – سید رضی و خاندان او :
نامش «محمد» کنیه اش «ابوالحسن» ملقب به «شریف رضی» و «ذوالحسبین» بوده است . در سال ۳۵۹ هجری در یک خانواده مشهور دینی و علمی در شهر بغداد به دنیا آمد.
پدرش «حسین بن احمد » معروف به «طاهر ذوالمناقب» شخصیتی بزرگداشت .
مادر او «فاطمه» دختر با فضیلت «حسین ابن احمد علوی» معروف به «داعی صغیر» که از دانشمندان عصر خود بوده است .
سید رضی از طرف پدر با چهار واسطه به امام موسی بن جعفر(علیه السلام ) از طرف مادر با شش واسطه به حضرت امام سجاد ( علیه السلام) می رسد.
شخصیت والای سید رضی از همان کودکی برای همه روشن بود. شیخ مفید است او ، هنگام روبرو شدن با مادر شریف رضی که دست سید مرتضی و سید رضی را در دست داشت و به نزد شیخ مفید آمده بود ، گفت: به این دو فرزند من فقه و علوم قرآن بیاموز .
شیخ مفید شروع به گریه میکند و میگوید: شب گذشته بانوی اسلام حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) را درخواب دیدم، در حالی که دست امام حسن و امام حسین (علیهما السلام) را که به صورت دو کودک بودند گرفته و به من تسلیم کرد ، و فرمود: « علمهما الفقه ؛ علوم فقه و قرآن به آنها بیاموز.»
به همین خاطر شیخ مفید شخصیت این دو کودک را خوانده و به آنها احترام زیادی میگذاشت.
سیدرضی دارای صفات برجسته و خصوصیات پسندیده و روحی بسیار بزرگ بوده ،که بهتر است برای شناخت این شخصیت بزرگ به کتابهای رجال و تاریخی مراجعه شود .
ب – تحصیلات سید رضی :
سیدرضی از همان دوران کودکی با برادرش سیدمرتضی به تحصیل علوم مقدماتی پرداخت. هر دو برادر از ذوق شعری سرشاری برخوردار بودند، و هر کدام چندین جلد دیوان شعری دارند.
سیدرضی نزد دانشمندان مشهور عصر خود در بغداد به تحصیل علوم مختلف مانند: صرف ، نحو، لغت ، بلاغت ، تفسیر ، حدیث ، کلام ، فقه و اصول و قرائت قرآن پرداخته و معلومات خود را در علوم و فنون عصر خود کامل کرده است .
ج – اساتید سیدرضی :
در این جا فقط اسامی استادان سید رضی را بیان میکنیم ، و برای تفصیل هرکدام و اینکه سید رضی کدام رشته علمی را نزد هریک از آنها آموخته ، را به کتاب های دیگر ارجاع می دهیم .
اساتید او از علمای شیعه و سنی بودند .که به طور فهرست وار عبارتند از :
- شیخ مفید: دانشمند عقاید و مذاهب ، مرجع شیعه ، متوفای ۴۱۴
- ابن نباته: خطیب و دانشمند، متوفای ۳۹۴
- هارون بن موسی تلعکبری: فقیه و محدث نامی شیعه ، متوفای ۳۸۵
- ابوعلی فارس: متوفای ۳۷۷
- عبدالله بن مرزبان( سیرافی): دانشمند نحوی ، متوفای ۳۶۸.
- ابوالفتحابن حنبی
- علی بن عیسی ربعی :از علمای ادبیات عرب
- ابواسحاق ابراهیم بن احمد طبری
د – دارالعلم سید رضی :
سید رضی برای نخستین بار مرکز علمی به نام «دارالعلم» را در بغداد تاسیس کرد و شاگردانی در آن به تحصیل علوم اسلامی و فنون ادبی مشغول شدند. وی برای دارالعلم خود کتابخانهای و خزانه ای که شامل چیزهایی بود که مورد احتیاج محصلین بود ، فراهم کرده بود .
وی به هر یک از محصلین کلیدی داده بود که هر وقت نیاز به چیزی داشتند خودشان مستقیماً به انبار رفته و بردارند. این کار اهو نشانه عزت نفس و همت والای سید رضی بود که می خواست دانشجویان دارالعلم ، بلند نظر و باشخصیت باشند.
ه – مناصب سید رضی :
شریف رضی مناصب مختلفی به عهده داشت و همگی را با شایستگی انجام می داد. که عبارتند از :
- منصب «نقابت»: به معنی سرپرستی علویان و سادات ابوطالب ، که سید رضی آن را در جوانی از پدرش تحویل گرفت. کسی که چنین منصبی داشت باید به تمام امور مربوط به علویان و سید ها رسیدگی میکرد و کلیه کارهای آنان را تحت مراقبت داشته باشد، تا سادات و علویان و منسوبان پیامبر (صلی الله علیه و آله) با عزت و سرافرازی به زندگی خود ادامه دهند .
- منصب «امارت حاج»: به معنی کسی که فرماندهی حاجیان و زائران خانه خدا را برعهده دارد.
- منصب «نظارت بر دیوان مظالم»:
دیوان مظالم به معنی اداره ای که به شکایات مردم در ظلم و ستم هایی که به آنها میشد، رسیدگی میکرد. که نظارت بر آن برعهده سید رضی بود.
و – تالیفات سید رضی :
همانطور که اشاره شد سید رضی در علوم اسلامی و ادبیات عرب و سایر علوم توانا بود. و آثاری از خود به جا گذاشته که عبارتند از:
- خصائص الائمه (علیهم السلام) که در اوایل جوانی تالیف کرده است.
- مجازات آثارالنبویه: در عراق و مصر چاپ شده است.
- مجازات القرآن
- حقایق التاویل و وقایق التنزیل: تفسیری بزرگتراز تفسیر تبیان شیخ طوسی بوده است.
- الزیادات فی شعرآبی
- تعلیقه بر ایضاح ابوعلی فارسی :در نحو و دستور زبان عربی
- تعلیق خلاف الفقهاء: درفقه و احکام دینی
- الجید فی شعر ابن حجاج: گزیدهای از اشعار ابن حجاج ،شاعر شیعه معاصر او
- رسائل: مجموعه نامه ها و مکتوبات او با ابو اسحاق صابی ، در سه جلد.
- مختار شعرابی اسحاق صابی: گزیده ای از شعر ابواسحاق صابی .
- دیوان شعر او: که به گفته عبدالملک ثعالبی هم عصرش در چهار جلد بوده است .
- نهج البلاغه : که در سال ۴۰۰ هجری آن را تالیف کرد، و با تدوین آن چراغی فروزان فرا راه جامعه اسلامی قرار داد ، تا در عصر های متوالی راهنمای جوامع بشری باشد .
این دانشمند بلندمرتبه و نابغه شیعه ،در ششم محرم سال ۴۰۶ هجری در سن ۴۷ سالگی در بغداد وفات کرد.
فصل سوم: سیری کوتاه در اسناد و مدارک نهج البلاغه
هر کتابی دارای اسناد و مدارک می باشد .نهج البلاغه نیز دارای اسناد و مدارک زیادی ، با ویژگی های خاص می باشد .
وقتی مطالب نهجالبلاغه را در کتاب های گوناگونی که قبل از سید رضی منتشر شده ،نگاه کنیم ، و باور کنیم که تنها سید رضی نبود که سخنان امام علی (علیه السلام) را جمعآوری کرده ، به ارزش و اعتبار نهج البلاغه بیشتر توجه خواهیم کرد .
در اینجا بعضی از اسناد و مدارک ، و استمرار و تسلسل نقل راویان نهج البلاغه را با ترتیب خاصی بیان می کنیم ، تا عظمت نهج البلاغه را پیش از هر کتابی دیگر بشناسیم.
طبقه اول: راویان سخنان امام -علیه السلام -( شاگردان و اصحاب امام علی (علیه السلام ) از جمله :
- زید بن وهب: کتاب «خُطب امیرالمومنین» که مجموعه خطبه های امام بود ، را در زمان امام تدوین کرد. وی متوفای سال۹۶ هجری بود .
- حارث اَعوَر: بسیاری از سخنان امام را در هنگام سخنرانی حضرت مینوشت.
- اّصبغ بن نُباته: سخنان امام و مخصوصاً ” عهدنامه مالک اشتر ” و ” وصیت امام به محمد حنفیه ” را نوشته است .
- کمیل بن زیاد: جمع کننده سخنان امام ، مخصوصاً دعا های امام و دعای کمیل بود.
- نوف بکّالی: همیشه با امام بود و از حالات عرفانی امام در سحرها مطلع بوده و سخنان امام را حفظ و برای مردم نقل کرده است.
- ضِرار بن ضَمرة ضَبائی: بسیاری از سخنان و خطبه های امام را حفظ داشته است .
طبقه دوم: راویان امامان معصوم -علیهم السلام -از زمان حضرت علی -علیه السلام -تا سال ۳۲۸ هجری ، و اصحاب بزرگوار امامان می باشند .
طبقه سوم: نویسندگانی که از زمان امام علی -علیه السلام – تا سال ۳۲۹ هجری( آغاز غیبت کبری ) سخنان امام و یا بحث هایی از نهج البلاغه را به صورت کتاب تدوین کردهاند.
از جمله افراد این طبقه عبارتند از :
- نصربن مزاحم: کتاب «خُطب امیرالمومنین -علیه السلام -» و کتاب «صفین» را نوشته ، متوفای سال ۲۰۲ هجری بود.
- اسماعیل بن مهران ابی نصر: کتاب «خُطب امیرالمومنین» متوفای سال ۲۰۰ هجری.
- الواقدی: کتاب «خُطب امیرالمؤمنین» ،متوفای سال ۲۰۷ هجری .
- ابومخنف ابن سلیم الارض: کتاب «الخطبة الزهرا لامیر المومنین» ، متوفای سال ۱۵۷ هجری .
- ابوعثمان جاحظ: کتاب «ماة کلمه مِن کلمات علی -علیه السلام – » متوفای ؛سال ۲۲۵ هجری .
- الزجاجی :کتاب «الامالی» متوفای:سال ۳۲۹ هجری.
- عبد العزیز بن یحیی جلودی بصری: کتاب «ملاحم علی -علیه السلام -» و «رسائل علی -علیه السلام -» را نوشته است.
طبقه چهارم: نویسندگانی که از زمان غیبت امام زمان – عجل الله تعالی فرجه الشریف – تا زمان نوشتن نهج البلاغه ، سخنان امام را در تالیفات خود آورده اند. ( سال ۳۲۹ تا ۴۰۰ هجری)
از جمله افراد این طبقه عبارتند از :
- الصدوق: کتاب «الامالی» و «ثواب الاعمال» و «الخصال» و…. متوفای سال ۳۸۰ هجری .
- القاضی النُعمان: کتاب «خُطب امیرالمومنین -علیه السلام -» و «دعائم الاسلام» را نوشته ، وی متوفای سال ۳۶۳ هجری بوده است .
طبقه پنجم: مؤلفانی که معاصر با سید رضی بودهاند .که به طور جداگانه به جمع آوری سخنان امام علی -علیه السلام- پرداخته اند . (سال ۳۵۹ تا ۴۰۶ هجری)
از جمله این افراد عبارتند از :
- شیخ مفید: کتاب «الاختصاص» و «الارشاد» و «الجمالی» را نوشته است . متوفای سال ۴۱۳ هجری .
- شیخ طوسی: کتاب «الامالی» و «التبیان» و «الغیبة» و «الفهرست» رانوشته ، وی متوفای سال ۴۶۸ هجری بوده است .
- ابن شعبه: کتاب «تحف العقول» متوفای سال ۳۸۰ هجری بوده است.
طبقه ششم: دانشمندانی که پس از سید رضی به طور جداگانه خطبه ها و نامه ها و سخنان امام را جمعآوری و در کتب خودشان آورده اند .
بنابراین استمرار و تسلسل نقل راویان سخنان امام علی – علیه السلام – از زمان امام تا سال ۴۰۰ هجری( عصر سیدرضی)؛ و از سال ۴۰۰ تا کنون یک واقعیت قابل مشاهده می باشد که کمتر کتابی دارای چنین ارزش والائی میباشد.
نهج البلاغه چگونه جمع آوری و حفظ شد؟
الف – چگونگی تدوین نهج البلاغه
سید رضی در مقدمه ای که بر نهجالبلاغه نوشته است ، میگوید: «من در جوانی کتاب “خصائص الائمه ” را نوشتم. در پایان کتاب سخنان کوتاهی از امام علی (علیه السلام ) را آوردام . بعضی از دوستان آن را از جنبه های گوناگون جالب دانستند و از من خواستند که کتابی تالیف کنم و سخنان برگزیده حضرت علی (علیه السلام) را در آن جمع کنم. لذا این کار را شروع کردم .»
به این ترتیب سید رضی با توجه به مشکلاتی که بر سر راه داشت، از جمله اینکه: سخنان و کلمات و نامه های امام به صورت پراکنده در بلاد اسلامی بود، و دسترسی به آنها آسان نبود. کار جمع آوری سخنان امام علی (علیه السلام ) را شروع کرد ،و با نظم و ترتیب خاصی آنها را در کنار هم قرار داد. با توجه به ذکر نام مولفان مجموعه کتبی که در دو طبقه سوم و چهارم که همه قبل از سید رضی به جمع آوری سخنان امام (علیه السلام) پرداختهاند میتوان گفت که مرحوم سید رضی از نظر منابع غنی بوده است .لذا پاسخ مثبتی است برای کسانی که شبهه ایجاد میکنند که نهج البلاغه ساخته فکر سیدرضی است.
علاوه بر این سیدرضی از کتابخانه های بسیار مهم و ارزشمند زمان خود نیز استفاده کرده ،که عبارتند از:
- کتابخانه «دارالعلم»: دارای ۸۰ هزار جلد کتاب بوده و به برادرش سید مرتضی تعلق داشته است.
- کتابخانه «بیت الحکمه»: دارای ۱۰ هزار جلد کتاب ، به زبانهای مختلف در آن بوده است. این کتابخانه را «ابونصر شاپور بن اردشیر» وزیر بهاء الدوله دیلمی در سال ۳۸۱:هجری ، تاسیس کرده است.
- کتابخانه «قُرطَبَه»: دارای400 هزار جلد کتاب ، در سرزمین « اُتدُلُس» بوده است.
- کتابخانه عمومی «خَزانةُ الکُتب»: دارای یک میلیون و ۶۰۰ هزار جلد کتاب، در مصر بوده است .
- کتابخانهای که خود سید رضی آن را فراهم کرده بود، و در آن انواع کتب اسلامی موجود بود.
بنابراین سید رضی منابع عظیمی در دسترس داشته است .با مراجعه به کتابها آن قسمت از نامه ها و خطبهها و یا کلمات کوتاه امام علی (علیه السلام ) را که از نظر فصاحت و بلاغت برجستگی خاصی داشته، جمعآوری کرده و در مجموعهای به نام «نهج البلاغه» ؛یعنی «راه بلاغت یا راههای بلاغت» تالیف کرده است.
با توجه به معارف بلند نهج البلاغه ، میتوان برای این مجموعه بی نظیر نام های دیگری نیز مطرح کرد؛ مانند: «نهج السعادة: راه سعادت و رستگاری» ؛ «نهج الخطابة: راه و روش سخنوری» ؛ «نهج السیاسة: راه روش سیاست » ؛ «نهج الفلاح: راه نجات و رستگاری» و ….
مرحوم شریف رضی در مقدمه نهج البلاغه میگویند: « من ادعا نمیکنم که بر همه جوانب سخنان امام (علیه السلام) احاطه پیدا کردهام ، به طوری که هیچ کدام از سخنان او از دستم نرفته باشد، بلکه ممکن است آنچه نیافته ام بیش از آن باشد که یافته ام ، و آنچه در اختیارم قرار گرفته بیش از آنچه به دست نیامده باشد . این کتاب هم مورد نیاز دانشمند و عالم است ، هم دانشجو و متعلّم و هم خواسته شخص بلیغ و زاهد در آن یافت می شود .»
در رابطه با نسخه نهج البلاغه به خط شریف رضی تا زمان ابن ابی الحدید بوده است.
چون در شرح یکی از سخنان امام میگوید :«من نسخهای که به خط ابوالحسن شریف رضی بوده را یافتم، و معنی فلان کلمه را چنین کرده بود .»
ابن ابی الحدید شرح خود را در سال ۶۴۴ هجری به پایان برده است.و تا زمان «کمال الدین میثم بن علی بن میثم بحرانی » متوفای ۶۷۹ هجری، این نسخه باقی بوده ، چرا که او در بعضی از موارد در شرح خود اشاره به نسخه سیدرضی میکند.
بنابراین نسخههایی که هم اکنون در دست ما است مطابق نسخه مرحوم سید رضی است.
ب – علل سلامت و اصالت نهج البلاغه
دلایلی که ثابت میکند نهج البلاغه کنونی همان نهج البلاغه شریف رضی است، عبارتند از:
- فراوان بودن منابع و مدارک
- فراوان بودن راویان سخنان امام علی (علیه السلام)
- تداوم و تسلسل راویان مطالب نهج البلاغه و سخنان امام علی (علیه السلام)
- وجود حفّاظ مطالب نهج البلاغه
- دست نویس های فراوان سخنان امام علی (علیه السلام)
- جمع آوری های قبل از سید رضی
- استمرار نظارت امامان معصوم (علیهم السلام)
- علم رجال و معیارهای حدیث شناسی سخنان امام (علیه السلام) و نهج البلاغه
- تلاش و ایثارگری شیعیان در حفظ آثار علوی و دیگر منابع اسلامی و روایی مسلمین
نظارت و تفسیر و تحلیل فقها و دانشمندان شیعه ،عامل مهم تداوم اصالت و سلامت نهج البلاغه است، که نگذاشتهاند مورد تحریف و تغییر قرار بگیرد. بلکه با معیارهای حسابشده فقهی نهج البلاغه را به بررسی و تعلیم و تدریس گذاشتند . و با حفظ امانت و صداقت نهج البلاغه را دست به دست به نسل کنونی ما سپردند.
همچنان که رسالت فقها و دانشمندان شیعه حفظ فقه جعفری و اصالت احکام اسلامی و پاسداری از قرآن و مکتب است ، شامل نهج البلاغه نیز می شود ،که به قول امام خمینی (رحمت الله علیه): « ما هر چه داریم از روحانیت شیعه داریم است، اسلام ما را روحانیت حفظ کرده است، فقه ما را ، فلسفه ما را روحانیت حفظ کرده است .
و باید اضافه کنیم که نهج البلاغه را نیز روحانیت ما حفظ کرده است .»
مباحث و موضوعات نهجالبلاغه
کتاب ارزشمند و بی مانند نهج البلاغه دربردارنده برخی از سخنان و کلمات نورانی حضرت علی (علیه السلام) است ،که با ذوق و هنر مرحوم سید رضی در سه بخش جداگانه تنظیم شده است .
بخش اول: خطبهها
سخنرانی های امام (علیه السلام) در نهج البلاغه به عنوان «باب الخطب» یا «باب المختار مِن خطب امیرالمومنین » که تعداد ۲۳۹ خطبه در آن آمده است ،و میتوان در موارد زیر خلاصه کرد :
- الف -قبل از خلافت و زمامداری
- ب- هنگام خلافت
- ج -دوران پنج ساله زمامداری
بخش دوم: نامه ها
که با عنوان «الکتب» و «الرسائل» و یا «باب المختار مِن کتب مولانا امیرالمومنین (علیه السلام) »” آمده ، که مجموع نامه ها ۷۲ تا می باشد .
امام در زمان کوتاه خلافت خود این نامهها را به دوستان و دشمنان و فرمانداران نظامی و استانداران و دیگر مسئولان کشور مینوشتند. در این بخش نامه های امام همراه با بعضی از وصیت نامه ها جمع آوری شده است .
بخش سوم: کلمات کوتاه یا جمله های زیبای حکمت آمیز
که با عنوان «کلمات قصار» یا «قصار الحِکَم» و یا «باب المختار مِن حکم امیرالمومنین(علیه السلام) » آمده ، و مجموع آنها ۴۸۰ حکمت می باشد.
موضوعاتی که حول این سه محور می باشد را از نظر اهمیت میتوان به سه دسته تقسیم کرد :
دسته اول: مطالبی که زیاد تکرار شده شامل ده موضوع می باشد
- بحث خداشناسی اثبات این که این جهان مدیر و مدبر ای دارد. درباره کیفیت صفات خداوند ،که مجموعاً در پنجاه مورد از نهج البلاغه آمده است.
- نظم جهان و وظیفه انسان در این جهان ، و همچنین ارتباط این جهان با جهان دیگر، که مجموعاً در هفتاد و یک مورد از نهجالبلاغه آمده است.
- پیامبر (صلی الله علیه و آله) و اهمیت رهبری که در سی وشش مورد آمده است .
- جهاد در راه خدا اهمیت آن که در چهل و دو مورد آمده است.
- سیمای حضرت علی (علیه السلام) که حضرت نظر دیگران را درباره خودش بیان فرموده است.یک عده مرا خیلی بالا برده اند و یک عده نسبت به من کوتاهی کرده اند و مرا نشناخته اند. ولی حضرت میفرماید: «من در حد وسط هستم.» و رابطه خود با معاصرینش را در پنجاه و هفت مورد ذکر کردهاند.
- نقش قرآن در رهبری امت اسلام و اهمیت قرآن، کلمه قرآن و کتاب الله ،که در نود و شش مورد آمده است.
- حکومت در اسلام ، امامت و خلافت در اسلام، وظیفه حاکم و وظیفه مردم ، که در سی و نه مورد آمده است.
- حق و عدالت ، که مردم و حاکم باید حق را ملاحظه کنند ، این موضوع بسیار تکرار شده است .
- تقوا و پرهیزکاری ، تعریف تقوا و خصوصیات اشخاص با تقوا ، که در هفتاد وشش مورد آمده است.
- بیت المال و طرز استفاده از آن ،که امیرالمومنین (علیه السلام) به این موضوع هم اهمیت زیادی داده اند.
دسته دوم: مطالبی که نسبت به دسته اول کمتر تکرار شده ، که شامل دوازده موضوع می باشد
- معاصرین امام (علیه السلام) که حضرت بعضی را به نیکی یاد کرده ، مثل: مالک اشتر، محمد بن ابی بکر، کمیل بن زیاد و …. و از بعضی انتقاد کرده و مورد سرزنش قرار داده است ، مثل: معاویه ، عمروعاص و…
- علم و دانش در همه ابعادش
- عبادات ،از قبیل: نماز ، روزه، زکات و حج
- موقعیت زن، حقوق و وظایف و تکالیف زن ، مسیر زن در زندگی و راه تکاملش ، که سی مورد کلمه «امراة یا نسوة» آمده است . حضرت گاهی زن مخصوص و گاهی به طور کلی درباره زن صحبت می کند .
- اهمیت وحدت و ضرر تفرقه و اختلاف.
- ضرر تکبر و استکبار ، که از نظر امام (علیه السلام) بسیار مهم تلقی شده است.
- اسلام و خصوصیات دین اسلام که حدود ده مورد آمده است .
- ملاحم و اخبار مغیبات ( از آینده خبر دادن) امام (علیه السلام) از فتنهها و جنگها و آشوب هایی که بعداً برپا میشد به مردم هشدار می داد.
یکی از آنها حکومت کردن معاویه بود، که بعد از چند سال علائمی که امام (علیه السلام) فرموده بود به صورت دقیق آشکار شد.
این موضوع حدود هفت یا هشت مورد آمده است. - صبر و بردباری ،در تمام ابعادش آمده است .
- اصلاح ذات البین ؛ یعنی میان دو نفر مسلمان یا دو گروه از مسلمانها را آشتی دادن و اصلاح کردن به پیروی از آیه «اِنّما المومنون اخوة فاصلحوا بین اخویکم .»
- موضوع همسایگان و حقوق آنها، وظیفه انسان نسبت به همسایه ها.
- ایتام و کمک کردن و دلجویی به آنها.
دسته سوم: مطالبی که متفرقه است و حضرت فقط به آنها اشاره کرده است ؛ مثل: علم نجوم، درباره شیطان ، عزرائیل و کیفیت قبض روح.
در رابطه با بحث نهج البلاغه ، میتوان به کتابهای «المعجم المفهرس لالفاظ نهجالبلاغه» و «دایرة المعارف نهج البلاغه» رجوع شود. در آنجا موضوع و شماره خطبه ، نامه و کلمات قصار بیان شده است.
و همچنین استاد شهید مطهریدر کتاب «سیری در نهج البلاغه» یک تقسیم بندی کلی در مورد مباحث و موضوعات نهجالبلاغه را بیان کردند که می توان به آن رجوع کرد.
شروح نهج البلاغه
تا آنجا که اطلاع داریم بعد از قرآن کریم ، کتابی نیست که مانند نهج البلاغه نظر دانشمندان اسلامی را به خود جلب کرده باشد و درباره آن شرح و ترجمه به زبانهای مختلف فارسی ، انگلیسی ، اردو، آلمانی و … نوشته شده باشدغ و نیز شرح و توضیح برخی از قسمتهای آن و توضیح لغات مورد توجه دانشمندان بوده است .
فهرست شروح نهج البلاغه را عدهای است دانشمندان در کتابهای خود نوشتن و طبعاً شروحی را نوشته اند که تا زمان آنها نوشته شده است.
آن منابع عبارتند از :
- کتاب «الذریعه» نوشته «علامه طهرانی» که حدود صد شرح را نام برده است.
- کتاب «الغدیر» نوشته «علامه امینی» که حدود هشتادو یک شرح را نام برده است.
- کتاب «مصادر نهج البلاغه» نوشته «سید عبد الزهراء حسینی» حدود 143شرح را نام برده است.
- کتاب «شروع نهجالبلاغه» نوشته «شیخ حسین جمعه» حدود ۲۱۰ شرح نام برده است.
در اینجا برخی از ترجمه شرحهای عربی و فارسی را که در کتابخانه ها موجود است و مورد استفاده قرار میگیرد را نام می بریم :
- «شرح نهجالبلاغه»: نوشته ابن ابی الحدید متوفای ۶۵۵ هجری، با اینکه سنی است ولی از حضرت علی (علیه السلام) به خوبی یاد می کند. وی هم لغت را خوب و دقیق معنا کرده و هم ابعاد مختلف آن را شرح داده است
- شرح «منهاج البرائه»: نوشته حاج میرزا حبیب الله خوئی ، متوفای ۱۳۲۶ که به شرح خوئی معروف است
- «شرح نهجالبلاغه»: نوشته ابن میثم بحرانی ، متوفای ۶۷۹ که دانشمند شیعه است و فقط لغت را دقیق معنا کرده ، اما از نظر تحلیل های اجتماعی و تاریخی اخلاقی شرح خوبی نیست .
- «منهاج البراعه»: نوشته سید الدین هبةالله قطب الدین راوندی ، متوفای ۵۶۵ .
- «بهج الصباغه »: نوشته علامه توستری .
- «شرح نهجالبلاغه»: نوشته میرزا محمد باقر نواب لاهیجی.
- «فی ظلال نهج البلاغه» نوشته محمد جواد مغنیه.
- «شرح نهجالبلاغه» نوشته فیض الاسلام ، از هر جهت کامل و تاتوانسته لغت را دقیق معنا کرده است.
- «شرح نهجالبلاغه»: نوشته شیخ محمد عبده متوفای ۱۳۲۹ .
- «ترجمه و شرح نهجالبلاغه»: نوشته مرحوم علامه شیخ محمد تقی جعفری.
- «ترجمه و شرح نهج البلاغه»: نوشته آیت الله مکارم شیرازی .
- «شرح نهج البلاغه»: مرحوم علامه حاج شیخ محمدتقی شوشتری .
- همچنین اقای امامی و آشتیانی نیز زیر نظر آیت الله مکارم شیرازی ، شرح خوبی نوشته اند.
- سخنان علی (علیه السلام) را مرحوم جواد فاضل نوشته است، که عبارات و مطالب جالب و خواندنی است ، اما شهر نیست. بلکه فرازهایی از نهج البلاغه را توضیح داده است.
تمام این نویسندگان دانشمند اعم از شیعه و سنی در انتساب نهج البلاغه به سید رضی را از زاویه حضرت علی (علیه السلام) شک ندارند.
خاتمه
در پایان به ذکر خطبه ، نامه و حکمتی از نهج البلاغه میپردازیم تا ره گشایی باشد برای کسانی که علاقمند هستند به سخنان مولای متقیان علی (علیه السلام)، و از خداوند می خواهیم که ما را جزء پیروان و شیعیان واقعی ان حضرت قرار دهد.
۱-حضرت در خطبه ۴۲، در نکوهش پیروی از هوای نفس و آرزوی دراز می فرمایند :« ایُّها الناس انَّ اَخوَفَ ما اَخافُ علیکم اثنانِ: اتباعُ الهوی ، و طول الاَمَل، فاَمّا اتّباعُ الهوی فَیَصُدُّ عَن الحَقِّ، وَ اَمّا طولُ الاَمَلِ فَیُنسی ِالاخرةَ ….
ای مردم ترسناک ترین چیزی که از مبتلا شدن شما با آن می ترسم دو چیز است :
1– پیروی از هوای نفس
2- آرزوی بیشمار
اما پیروی از هوای نفس شخص را از راه حق باز می دارد ؛ و آرزوی بیحساب آخرت را از یاد می برد.»
۲- از نامه های حضرت علی (علیه السلام) در مورد «آموختن خوهای نیکو و روشهای پسندیده» به حارث همدانی ، که یکی از اصحاب ان حضرت بود ؛ امام می فرماید :« ….واحذَر کلَّ عَمَل یَرضاهُ صاحِبُهُ لِنَفسِهِ و یَکَرَهُ لِعامَّةِ المُسلمینَ، و احذَر کلَّ عَمَل یُعمَلُ بِهِ فی السّرِّ و یُستَحَی مِنهُ فی العَلانِیَة ….؛
و بپرهیز از هر کاری که کننده ، آن را برای خود شایسته داند و برای دیگر مسلمانان نپسندد ( آنچه به خود نمی پسندی به دیگری روا مدار و آنچه برای خویش شایسته دانی برای مردم ناروا مپندار ) ، و بپرهیز از هر کاری که در پنهانی انجام گیرد و در آشکارشرمندگی آورد.»
نهج البلاغه؛ نامه ۶۹
۳- از حکمتهای حضرت علی (علیه السلام) ، درباره به ستوه نیامدن از علم و دانش
قال علی (علیه السلام): « اِنَّ هذِهِ القلوبَ تَمَلُّ کّما تَمَلُّ الاَبدانُ ، فَابتَغُوا لَها طَرائِفُ الحِکَمِ؛
همانا این دلها (از فکر و اندیشه در یک موضوع ) به ستوه آمده خسته میشوند ( به جهت یکنواخت بودن اجزاء آن با یکدیگر) چنان که بدنها و تن ها( از خوردن یک خورش و کار یک رنگ انجام دادن) به ستوه آمده خسته میشوند ، پس برای (رفع خستگی ) آن دل ها حکمت ها و دانش های تازه و شگفت آور (که با آنها لذت و خوشی می برند، مانند سخنان گوناگون پیشوایان دین و دانشمندان ) را بطلبید( تا درکسب حکمت به دست آوردن دانش کوشش داشته ،خسته نشوید.)»
حکمت ۸۹
